دکتر عماد افروغ ، دکتر امیررضا خادم ، الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، سیروان خسروی، زانیار خسروی، احسان خواجه امیری، بنیامین بهادری، علی ضیاء ، محمود گبرلو (مجری برنامه هفت)، علی منصوری (بازیگر خط قرمز) و یعقوبی (خواننده) حمید گلی (بازیگر ) جمعی از تهیه کنندگان سینما و تلویزیون از جمله مهمانان این مراسم بودند. ساعت 19 روز 9 اردیبهشت اولین مراسم اکران خصوصی رالی ایرانی با حضور سعید ابوطالب نویسنده و تهیه کننده این مجموعه و آرش معیریان کارگردان ، جمعی از هنرمندان، اصحاب رسانه و عوامل فیلم و اعضای باشگاه طرفداران رالی ایرانی در فرهنگسرای ابن سینا در شمال تهران برگزار شد.
الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، سیروان خسروی، زانیار خسروی، احسان خواجه امیری، بنیامین بهادری، علی ضیاء،دکتر افروغ ، دکتر امیررضا خادم، محمودگبرلو (مجری برنامه هفت )، علی منصوری (بازیگر ) و یعقوبی (خواننده) حمید گلی (بازیگر ) از جمله مهمانان این مراسم بودند. علاوه بر آن جمعی از اصحاب رسانه و سردبیران مجلات فرهنگی و خبرنگاران خبرگزاری ها در این اکران حضور داشتند.
در این مراسم بخشهایی از رالی ایرانی بر روی پرده رفت که با استقبال حضار مواجه شد.














.... بقیه تصاویر در ادامه مطلب ....
ادامه مطلب...
درباره رالی ایرانی: (مسابقه اول)
این فیلم -مسابقه در ژانر رئالیتی شو ساخته شده است و این یعنی:
- برای این فیلم ، طرح و فیلمنامه منسجم و دقیقی وجود دارد که تنها گروه کارگردانی و تولید از جزئیات آن مطلع هستند.
- جذابیت فیلم در این ژانر در این است که برای بازیگران همه چیز غیرمنتظره است و آنها در شرایط غیرقابل پیش بینی قرار میگیرند . همه چیز واقعی است .
- بازیگران از مسیر و وقایع پیش رو بی خبر هستند. اتفاقات پیرامونی انها طراحی شده و تحت کنترل است.
- بازیگران باید همه کارها و فعالیتها را هرچقدر خطرناک خودشان انجام میدهند و از بدلکار خبری نیست.
- کسی که نقش داور را بازی میکند هم فقط چند ساعت زودتر از دیگران از قسمتی از وقایع مطلع میشود.
- بیننده با بازیگران 70 ساعت همراه است و «خود» واقعی آنان را در شرایط مختلف و دشوار خواهد دید.
- این مجموعه به کارگردانی آرش معیریان با ده تا دوازده دوربین با کیفیت HD ضبط و توسط یک گروه بزرگ تدوین و صداگذاری شده است.
- سری دوم فیلم - مسابقه با هنرمندان دیگری در مسیر و ماجراهای دیگری ساخته میشود.
- نخستین مجموعه فیلم - مسابقه رالی ایرانی که با سرمایه گذاری بخش خصوصی تولید شده است. بر روی 3 دی وی دی بزودی در شبکه خانگی عرضه خواهد شد .
درباره مجموعه رالی ایرانی
فیلمی متفاوت در ژانری متفاوت
«رالي ايراني» اولین فیلم-مسابقه ایرانی است که در ژانر Reality Show ساخته می شود . تجربه ای که با طراحی سعید ابوطالب تهیه کننده و کارگردان مستند-مسابقه سرزمین دانایی آغاز شد و با اضافه شدن افراد دیگری مثل آرش معیریان بعنوان کارگردان و با همان تیم بزرگ این ژانر را در سینما تجربه می کنند .
اين گونه برنامهسازي در ايران تازگي دارد گرچه در كشورهاي صاحب این صنعت هم تقريبا از سال 2000 به بعد مرسوم شده است.
در فيلم ـ مسابقهي «رالي ايراني» یک فیلمنامهي دقیق وجود دارد که تنها گروه کارگردانی جزئیات آن را می دانند. و بازیگران تنها از بخشی از قصه مطلع میشوند؛ رفتار و نوع برحورد آنها با مسائلی که پیش روی بوجود می آید و عکس العمل طبیعی و واقعی آنها می تواند مسیر قصه را تغییر دهد. این در حالی است که گروه طراحان و کارگردانی تصور می کنند همه احتمالات را در نظر گرفته اند و مثل یک گیم یا بازی برای اهمه تفاقات محتمل پیش بینی دارند. بنابراین فقط بازیگران نیستند که در شرایط پیش بینی نشده قرار می گیرند بلکه گروه برنامه ساز هم پا به پای بازیگران با قصه ای که کسی پایان آن را نمی داند پیش می روند به این ترتیب مخاطب شخصیت واقعی بازیگران را در شرایط و حالتهای مختلف مشاهده خواهد کرد.
بازیگری در این ژانر کار سهل و ممتنعی است . بازیگر باید باهوش، توانمند از لحاظ قدرت ذهنی و بدنی و نیز سریع الانتقال باشد. هیچ متن و دیالوگی وجود ندارد و خیلی از اوقات کارگردان در صحنه حضور ندارد. پس این فیلمی است که کارگردان و بازیگران با هم میسازند.
با این توصیفات مشخص است که تولید این پروژه نیازمند یک گروه تولید بسیار عظیم و حرفه ای است.
مسایقه اول با 8 تصویر بردار و 4 تیم صدابرداری سر صحنه و گروه بزرگ صحنه ساخته شده است و برای تدوین آن از چند گروه مجزا استفاده می شود.
در نخستین مسابقه «رالي ايراني» سه گروه شامل «محمدرضا فروتن و سیروان خسروی»، «الناز شاکردوست و بهنوش بختیاری» و «نیما فلاح و سحر ولدبیگی» با هم برای بدست آوردن گنج (جایزه مسابقه) رقابت می کنند و فرزاد حسنی به عنوان مجری-داور رقابت آنها را داوری می کند.

رالی ایرانی را ایشان ساختند :
کارگردان: آرش معیریان
طراح ، نویسنده و تهیه کننده: سعید ابوطالب
مجری طرح و سرمایه گذار: محمدرضا مصباح
مدیر تولید: امیرحسین علیزاده
مشاور و کارشناس علمی: سید محسن حسینی
دستیار اول کارگردان ، برنامه ریز و مدیر روابط عمومی: علیرضا طهرانی
دستیار کارگردان: افشین آقایی
مدیر فنی مسابقه: سید جعفر صابری
طراح صحنه: یاسر سنائی
مدیر تصویر برداری: فرشید فرجی
مدیر صدابرداری: سلیم احمدی
تدوین : حسین بیات و محمدرضا آبشار
عکاس : مهدی دلخواسته
تصویر برداران:
حمید آذریون
جعفر اکبری
حسن مومن طایفه ( فریدون)
محمود مهدی خانی
حامد فرشته حکمت
مهدی بکلی
شهرام رحیمی
مهدی گرامی
تصویربردار کرین : آرگین ناذر
دستیاران تصویربرداری:
جواد اکبری
حمید فرجی
هومن پیغمبرزاده
گروه صحنه : مهران علیایی
بابک قاسمی
صدابرداران سر صحنه :
ساسان کریمی
مهرداد دادگری
احسان شفیع پناه
دستیار صدا : میلاد شالی
نورپرداز : سعید حصاری
دستیاران نور : حمید زارع زاده
حامد زاهدی
سرپرست تدوین : حسین بیات
تدوینگر : حمیدرضا آبشار
تیتراژ پایانی : ابوالفضل بیات
علی اعظمی لرستانی
جلوه های ویژه بصری : حامد فرزان منش
گرافیک : یاسر سنایی
موسیقی متن : آرمان موسی پور
صداگذاری و میکس : آرش قاسمی
محمد مهدی جواهری زاده
جانشین تولید و مدیر تدارکات : احمد مرادی
پشتیبانی فنی مسابقه رالی : شرکت ایران روور
طراح سایت: مهناز رضایی

علی سرتیپی مدیر پخش فیلمیران در گفت و گو با خبرنگار سینمایی فارس گفت: فیلم سینمایی «رسوایی» بعد از تعطیلات نوروز توانست با مخاطب بیشتری ارتباط برقرار کند و در هفته هفتم نمایش نیز فروش خوبی داشته است. فروش «رسوایی»روز پنج شنبه در تهران 62 میلیون تومان و روز جمعه به فروش 63 میلیون تومان رسید و تاکنون فروش آن از مرز 4 میلیارد تومان در تهران و شهرستان گذشته است.
وی در ادامه گفت: روز گذشته فروش فیلم در سه سالن هویزه، آفریقا و سیمرغ شهر مشهد 17 میلیون تومان بوده است که بسیار خوب است این در حالی است که این فیلم در شهر قم نمایشی ندارد.
سرتیپی درباره مقایسه فروش فیلم «رسوایی» با «اخراجیها 3» گفت: «رسوایی» تا پایان هفته رکورد فروش «اخراجیها3» را در تهران پشت سرمیگذارد و تاکنون فروش آن از مرز دو میلیارد تومان در تهران گذشته است
بنابراین گزارش، «مسعود ده دنمکی» در آخرین ساخته خود از حضور اکبر عبدی، محمدرضا شریفی نیا، الناز شاکردوست و کامران تفتی برای ایفای نقشهای اصلی بهره برده است.
براي خودم هم باورکردني نبود که براي چهارمين بار به تماشاي فيلم رسوايي مسعود ده نمکي بنشينم و تازه بخواهم براي آن يادداشتي هم بنويسم! مخاطبان انبوه، فروش ميلياردي و حواشي دائمي فيلم هاي ده نمکي موضوعي نيست که بتوان به سادگي از کنار آن گذشت، هرچند که ارزش هنري و ماندگاري يک اثر سينمايي چندان به چنان عواملي هم بستگي ندارد.با اينکه شخصا علاقه زيادي به فيلمهاي مسعود ده نمکي ندارم، اما به نظرم مسعود ده نمکي با فيلم رسوايي خودش نشان داد پتانسيل لازم براي خلق و معرفي گونه جديدي در سينماي ايران را پيدا کرده است.گونه اي که علي رغم بحران مخاطب سينماي روشنفکري، توانسته مخاطب خودش را به خوبي پيدا کند.«سينماي ده نمکي» با همه ضعف ها و قوت هايش پديده اي است جذاب که ساير سينماگران هم مي توانند در رشد و پرداخت آن سهيم باشند.در معرفي چنين سينمايي مي توان موارد ذيل را اشاره نمود:
1-سينماي ده نمکي به شدت «ساده» است! و البته اين ساده بودن به معني بي ارزش بودن نيست! متاسفانه تحت تاثير فضاي رسانه اي و شعارزده حاکم، ما عادت کرده ايم همه مردم ايران را نخبه بشناسيم و دم از بالا بودن آي.کيو خودمان بزنيم! اما واقعيت آن است که در مواجهه با آثار علمي و هنري، بسياري از ما مثل خيلي از مردم دنيا زياد هم نخبه و فرهيخته نيستيم! (که البته درستش هم همين است).بنابراين جامعه ما هم در کنار سينماي فاخر و معناگرا، به سينمايي ساده و روان و فارغ از پيچيدگي هاي ساختاري و مضموني نيازمند است.سينماي ما همانقدر که به امثال عباس کيارستمي ،اصغر فرهادي و مجيد مجيدي نيازمند است به مسعود ده نمکي هم محتاج است! مخصوصا در شرايط اجتماعي و فرهنگي فعلي، ما به شدت به سينمايي ساده،مردمي،اخلاقي و اميدبخش نيازمنديم که بتواند خلاء هاي فرهنگي جامعه را در بعدي وسيع پوشش دهد.ورود به چنين ميداني و فيلم ساختن به زبان مردم کوچه بازار چندان هم ساده نيست، کما اينکه بسيار کم هستند علما و بزرگاني که علي رغم داشتن علم و فضل بسيار، جلسات عمومي برگزار مي کنند و با زبان عاميانه و ساده با مردم کوچه و بازار از اخلاق و معنويت سخن مي گويند! و خدا مي داند که چه معجزه ها که نمي کنند!
2-«قصه محور» بودن ويژگي بارز فيلم هاي ده نمکي است.بسياري از فيلم هاي امروز داستان و قصه مشخصي ندارند و براي همين نمي توان آنها را در چند جمله براي کسي تعريف کرد! عموم مردم فيلمي را مي پسندند که قصه و آغاز و پايان مشخص و روشني دارد.به ويژه براي اکثر ما ايراني ها که چه دوست داشته باشيم و چه نداشته باشيم هنوز در فضايي سنتي نفس مي کشيم و زندگي مي کنيم و با داستان و ادبيات مدرن و پست مدرن خو نگرفته ايم، داستان هاي خطي ، کلاسيک ، واقعي و يا اسطوره اي که هماهنگ با ريشه هاي فرهنگي ،تاريخي و اعتقادي مان است، بيشتر مي چسبد تا داستان هاي سيال ذهن و سورئال وارداتي از دنياي غرب! پس طبيعي است که فيلم هايي با قصه هاي ساده و جذاب چون «رسوايي» بيشتر به مذاقمان خوش بيايد تا فيلم هايي با قصه هاي پيچيده و معناگرا چون «استاکر» تارکوفسکي!
3-«بومي» بودن و تلفيق دقيق و به جاي عناصر فيلم شامل موضوع فيلم،شخصيت ها، بازيگران،ديالوگ ها، موسيقي ،تيتراژ و تبليغات و حتي زمان ساخت و اکران فيلم و... باعث هم زاد پنداري بيشتر و در نتيجه علاقه مخاطبان به سينماي ده نمکي شده است.اما چنين علاقه اي به شدت تاريخ دار و محدود به مخاطب ايراني است.بعيد مي دانم ده سال بعد نوجوان و يا جواني با تماشاي اخراجي ها3 احساس خوشي داشته باشد، چرا که مخاطب آن روز حواشي و جريانات انتخابات 88 را اصلا تجربه نکرده است! يا مثلا يک آفريقايي و آمريکايي بتواند رسوايي را تماشا کند و لذت ببرد! البته غرض خرده گرفتن نيست، بلکه بيان واقعيتي است درباره مختصات «سينماي ده نمکي».اما براي مخاطب امروز ايراني، استفاده از موسيقي زورخانه اي و ضرباهنگ دف در سکانس هاي حساس فيلم،تيتراژ هنرمندانه و تاثيرگزار،اشارات تيز و ظريف سياسي و فرهنگي،پرداخت جسورانه به معضلات اجتماعي و اخلاقي جامعه از قبيل فاصله طبقاتي،فساد،ريا،خودخواهي،نفاق و قضاوت هاي سطحي از مهمترين المان هايي هستند که در فيلم هاي ده نمکي به خوبي باهم چفت شده و در انتقال پيام کلي فيلم به خوبي عمل مي کنند.مخاطب ايراني در اين فيلم ها انعکاسي از خود و جامعه خودش را مي بيند با همه زشتي ها و زيبايي هايش! و البته همچنان اميدوار به آينده و رفع همه معضلات و پليدي ها! نماز آخر حاج يوسف «رسوايي» ، آرزوي آرماني همه ماست.رسيدن به اخلاق و ديانتي که خودش را از حصار ديوارهاي مسجد بالا بکشد و همه شئون جامعه را با محبت و جذبه خود فتح کند.به خدا لذتي دارد حضور در نماز جماعتي که امامش حاج يوسف باشد و صف هايش داخل کوچه هاي بازار!
4-اهالي فرهنگ خوب مي دانند که بازار محصولات فرهنگي کساد است! بارها اتفاق افتاده که فيلمي خوب را فقط با چند نفر در سالن سينما تماشا کرده ام! بارها اتفاق افتاده که سراغ کتابي معروف و باارزش را از کتابفروشي ها گرفته ام و با بهت و بي خبري طرف روبرو شده ام! بارها اتفاق افتاده که کتابي را به امانت به دوستي سپرده ام و بعد يک سال شنيده ام که فقط ده صفحه اش را خوانده! ...
از اين منظر بايد مسعود ده نمکي را قدر دانست که توانسته با فيلم هاي ساده و پرمخاطب خود رونقي به بازار کساد فرهنگ بدهد و يک محصول فرهنگي را در ميان متن مردم و رسانه ها مطرح کند.شايد از نظر برخي هنرمندان و سينماگران ايراداتي هنري و محتوايي به کارهاي مسعود ده نمکي وارد باشد، اما مي توان اميدوار بود ساير هنرمندان هم (حتي در زمينه هايي چون داستان،شعر،موسيقي و تاتر) با استفاده صادقانه از تجربيات کاري ايشان واصلاح نقص ها و ضعف ها، در توليد آثار هنري مردمي و البته به دور از ابتذال و بي مايگي به تعاريف و افق هايي جديد دست يابند.
اهل فرهنگ و هنر خوب مي دانند کشاندن مردم به سالن هاي فرسوده سينماها چه شق القمري است در روزگار ما! و چه ارزش و صفايي دارد گرفتن چند قطره اشک از تماشاگراني که به عشق ضامن آهو بغض مي کنند و اشک مي ريزند در تماشای سکانس ملکوتي «آمده ام...آمدم اي شاه پناهم بده...»!

به گزارش «تابناک»، آغاز دولت محمود احمدینژاد با تغییر رویکرد بسیاری از اشخاص همراه بود و یکی از این اشخاص مسعود ده نمکی روزنامه نگار بود که نشریات را به کنار گذاشت و دوربین به دست گرفت. او البته نخستین بار در اواخر دولت دوم خاتمی با ساخت مستند جنجالی «فقر و فحشا» وارد این فضا شد، ولی فعالیت حرفهای فیلم سازی را سال ۸۵ و ۸۶ با تولید نخستین فیلم سینماییاش آغاز کرد.
بنا بر این گزارش، نوع فیلمسازی ده نمکی بیش از آن که فنی باشد، غریزی بود و او که بدون دانش آکادمیک و با تکیه بر تجارب محدود و خواندههایش وارد این عرصه شده بود، نخستین بار با تکیه بر داستانی اقتباسی از خاطرات دفاع مقدس به ساخت «اخراجیها» پرداخت؛ کمدی درباره جنگ که آزمونی بزرگ برایش به شمار میرفت و میتوانست پایاندهنده راه برای او یا دستگک شروع ناامیدکنندهای باشد و ده نمکی را در همراه اشخاصی قرار دهد که بودجههای کلان از دولتهای نهم و دهم دریافت کردهاند، ولی فیلمهایشان شکستی به تمام معنا بوده است.

«اخراجیها» با فروشی چندین میلیاردی، ده نمکی را برای استمرار راهش امیدوارتر ساخت و او شروع به ساخت «اخراجیها ۲» و «اخراجیها ۳» کرد که «اخراجیها ۲» با میلیاردها تومان فروش به پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران مبدل شد و در این کش و قوس حتی سخن از ساخت «اخراجیها ۴» به میان آمده بود؛ اما ده نمکی ترجیح داد در نقطهای به این کمدی پایان دهد و سراغ فضای جدیتری برود و این گونه بود که با «رسوایی» گره خورد.
«رسوایی» به عنوان یک ملودرام انتقادی، آزمون دیگری به شمار میرفت و دهنمکی برای جذب مخاطبی که به خاطر خندیدن حاضر به پرداخت هزینه بلیت فیلمهای پیشین را داده بود، نیازمند یک محتوای خاص بود؛ بنابراین، داستان روحانی را به تصویر کشید که در معرض اتهام رابطه نامشروع با دختری بدکاره قرار میگیرد. نقش روحانی به اکبر عبدی بازیگر ثابت سه فیلم پیشین دهنمکی و نقش دختر بدکاره به الناز شاکردوست رسید که با آرایش خاص مقابل دوربین دهنمکی حاضر شده بود.
تردیدها درباره میزان فروش آخرین ساخته ده نمکی اما تنها تا اکران فیلم در کاخ جشنواره سی و یکم پابرجا بود و زمانی که این فیلم یکی از پنج سانس بسیار شلوغ جشنواره را از آن خود کرد و سالن برج میلاد در آستانه انفجار بود و البته سالن کنفرانس نیز پس از نمایش فیلم شرایط مشابهی را داشت، مشخص شد بلیت آقای کارگردان یک بار دیگر هم برده و باید چشم انتظار فروشی چندمیلیاردی برای این فیلم بود و این اتفاق در چند هفته اخیر رخ داد و فروش فیلم ده نمکی از مرز سه میلیارد تومان هم گذشت که در فضای کنونی سینمای ایران یک برد است.

«رسوایی» به شکل محسوسی از کیفیت فنی بالاتری نسبت به سه گانه پیشین ده نمکی برخوردار بود و به ظاهر کارگردان که در حال فراگیری سینما از ابراهیم حاتمی کیاست و در زمینه دانش فیلم سازیاش تعصبی ندارد، در تلاش است تا آثار بعدیاش از استانداردهای فنی و هنری کافی برخوردار باشد و نقطه ضعف همه فیلمهایش رفع شود که تا اندازهای در این زمینه موفق بوده؛ هرچند فیلمهای او همچنان با اشکالات فرمی و محتوایی جدی همراه است.
با وجود این، شاید بتوان چنین تعبیر کرد که نقطه ضعف اصلی آثار ده نمکی پیش از داستان و در مرحله نگارش فیلمنامه است و ای کاش او، نوشتن فیلمنامه را به یک چهره متخصص در این حوزه میسپرد و تنها در بعد فیلم سازی در پی تکامل خود بود تا شاهد ساخت آثار پرکشش تری از سوی بیننده بودیم و اندکی از شعارزدگی این اثر کاهش مییافت. با همه این نقدها، نمیتوان فیلم ده نمکی را فاقد جذابیتهای دراماتیک متصور شد که اگر چنین فضایی حاکم بود، این فیلم فاقد جنبه کمیک در گیشه شکست میخورد.
با همه اینها، پرسشی که پس از فروش چشمگیر آخرین فیلم مسعود ده نمکی برای مخاطبان عامتر پیش آمده، این است که چگونه آثار این کارگردان با هر محتوایی به فروشهای نجومی دست مییابد و در باشگاهها میلیاردیها قرار میگیرد؟ برای پاسخ به این پرسش نخست میبایست سراغ این مقوله مهم رفت که اکران در ایران همچون دیگر کشورها واجد قواعدی است که در صورت عدم همراهی با این قواعد، فیلم در گیشه شکست میخورد، هرچند از کیفیت فنی بالایی برخوردار بوده و لشکری از ستارههای سینما را در خود جای داده باشد.

بنابراین میتوان با نوع اکران، شمار سالنهای اختصاص یافته به فیلمها، به ویژه در شهرستانها که در بسیاری نقاط تک سالن هستند و خواسته یا ناخواسته تنها فیلم اکران شده را میبینند، به اکران جهت داد و در فروش فیلمها اثرگذار بود. ده نمکی در واقع در زمینه اکران، یکی از حرفهایترین کارگردانهاست و قواعد «صنعت سینما» را پیش از قواعد «هنر سینما» فرا گرفته و همین نکته یکی از مهمترین درسهایی است که به شدت در بقای یک فیلمساز مؤثر است.

موضوع مهم دیگری که در فروش یک اثر مؤثر است، سوژه انتخابی و امکان گرفتن مجوز ساخت و اکران اثر مورد نظر است. بيگمان ده نمکی شامه خوبی دارد و میداند چگونه با سادهترین نمادهای اجتماعی و دیالوگهای نه چندان پیچیده، مخاطب عام را جذب فیلمهایش کند و هیچ گاه برای منتقد و مخاطب خاص ـ حداقل تاکنون ـ نیز فیلم نساخته و چنین ادعایی نیز ندارد و اینکه یک کارگردان با خودش کنار آمده و تکلیفش را مشخص کرده باشد، رخداد مهمی است که برخی کارگردانان ایرانی با چندین برابر سابقه ده نمکی، هنوز به آن دست نیافتهاند و همچنان در حال تغییر موقعیت بوده و شاهد یک رویکرد تثبیت شده به عنوان زاویه نگاهشان نیستیم.
با این حال، ده نمکی از آزادی عمل بیشتری نسبت به بسیاری از کارگردانان برخوردار است و در واقع شاید همین «رسوایی» با امضای بسیاری از کارگردانان هیچ گاه مجوز ساخت نیز دریافت نمیکرد، چه رسد به مجوز اکران و این فیلم با وجود آنکه توسط ده نمکی ساخته شده و او در ماههای پیش از اکران با برگزاری چندین اکران خصوصی برای روحانیون و مسئولان به توجیه تصمیم سازان پرداخت، همچنان در قم اکران نشد؛ این یعنی اگر یک کارگردان دیگر میساخت، احتمالاً اتفاقاتی شبیه آنچه برای اکرانهای نوروزی ۹۱ رخ داد، برایش به وقوع میپیوست. البته ده نمکی چنین اتفاقی را بیش از آنکه مدیون آزادی عمل اختصاصیاش بداند، مرهون شجاعتش خوانده که در جشنواره نیز بر آن تأکید ورزید.
فروش بالای چهارمین فیلم ده نمکی، او را در ریسک تغییر ژانر مصممتر ساخته و احتمالاً اثر بعدی او نیز یک ملودرام خواهد بود؛ آزمونی دشوارتر برای آقای کارگردان، به ویژه اگر دولت یازدهم همچون دولتهای نهم و دهم سر سازگاری و دوستی با آقای کارگردان را نداشته باشد و شرایط پیچیدهتری بر فضای اکران حاکم شود؛ اما او دستکم تا این جای کار، توانسته مخالفانش را به تسلیم وادارد و البته همچنان با خوشبینی درباره آینده سخن میگوید، هرچند وقتی در پاسخ به اینکه چرا در این فیلم این میزان گفتار گنجانده شده، عنوان کرد: «چون گفتم شاید فیلم آخرم باشد».

به گزارش فارس، فیلم سینمایی «رسوایی» جدیدترین ساخته مسعود ده نمکی که مورد اقبال مخاطبان قرار گرفته است هنوز نتوانسته درسالن های سینمای قم به نمایش درآید. این درحالی است که مسئولین سینمایی کشور اعلام کردند که فیلم مشکلی برای نمایش در شهرستان ها ندارد.شنیده ها حاکی از آن است که فیلم برای گروهی از روحانیون شهر قم به نمایش درآمده است و احتمالا نمایش فیلم در این شهرستان پس از سپری شدن ایام سوگواری شهادت حضرت زهرا (س) خواهد بود و در هفته جاری تعداد سالن های نمایش فیلم در شهرستان ها افزایش خواهد یافت.
فروش فیلم سینمایی «رسوایی» به مرز سه میلیارد تومان نزدیک شد. فروش فیلم در شهرستان ها به مرز 1 میلیارد و 300صد میلیون تومان و در تهران به مرز یک میلیارد و 600 تومان رسیده که احتمالا تا روز شنبه با ادامه اقبال گسترده مخاطبین فروش فیلم از مرز سه میلیارد خواهد گذشت. اقبال تماشاگران درحالی است که «رسوایی» برخلاف سه گانه «اخراجی ها» کمتر از تبلیغات تلویزیونی و میدانی بهره مند شده است.

سعید جابری انصاری در گفتوگو با فارس، در خصوص اخبار منتشر شده در برخی از رسانهها در خصوص عرضه کپی غیر مجاز دو فیلم سینمایی «رسوایی» و «حوض نقاشی» در پایتخت گفت: در ایام نوروز ماموران ستاد حمایت و صیانت از محصولات فرهنگی و هنری با همکاری نیروی انتظامی عملیات گستردهای را در دو استان مازندران و تهران و مناطق غربی استان تهران انجام دادند که هیچگونه گزارشی مبنی بر مشاهده عرضه لوح فشرده این دو فیلم به صوت غیرمجاز نداشتهایم.
وی افزود: اگر هم چنین موضوعی صحت داشته باشد که بنده آنرا را رد میکنم، معلول یکسری علتهایی است که یک گروه کارشناسی برای آن باید تشکیل شود که تهیهکننده و سرمایهگذار باید از عاملان آن شکایت کنند و ما هم به عنوان ستاد حمایت و صیانت از محصولات فرهنگی و هنری تلاش خودمان را میکنیم که با کسانی اقدام به چنین تخلفاتی میکنند،قاطعانه برخورد کنیم.
او در خاتمه اظهار داشت:تمام تلاش ما صیانت از آثار هنرمندان است و ستاد در سال جدید نیز با همکاری نیروی انتظامی تمام تلاش خود را خواهند کرد، البته با توجه به سازوکاری که خود تهیهکنندگان با نصب دوربینهای مدار بسته انجام دادهاند، عرضه کپی غیرمجاز محصولات روی پرده کاهش زیادی داشته است هرچند که برخی متخلفان با وجود اینکه سینماداران در سالنهای خود دوربین مدار بسته گذاشتهاند اما بازهم از حسن اعتماد سوء استفاده میکنند و باید با افرادیکه در این کار نقش دارند برخورد قاطعانه شود.

به گزارش «بانی فیلم»، فروش روز پنجشنبه اين فيلم فقط 70 ميليون تومان بود تا در تهران اين فيلم يك و نيم ميلياردي شود. با احتساب گيشه 35 ميليوني «رسوايي» در روز چهارشنبه مجموع گيشه اين فيلم يك ميليارد و 554 ميليون تومان شود. به تعداد سينماهاي فيلم«رسوايي» 3 سالن اضافه شده است تا اين فيلم 28 سالن در اختيار داشته باشد. «حوض نقاشي» چهارشنبه و پنجشنبه به ترتيب 22 و 41 ميليون تومان فروش داشت. فيلم مازيار ميري كه 20 سالن در اختيار دارد تاكنون 861 ميليون تومان فروخته است. «تهران 1500» رقيب «حوض نقاشي» در جدول اكران طي دو روز 57 ميليون تومان فروخت. اين فيلم با در اختيار داشتن 25 سالن بعد از 23 روز به مجموع فروش 834 ميليون تومان رسيده است. فروش روز پنجشنبه اين فيلم 37 ميليون تومان بود. «قاعده تصادف» با اضافه شدن سينما فرهنگ به جمع سالنهايش، 10 سينما در اختيار دارد. اين فيلم روز چهارشنبه 5/6 و پنجشنبه 8 ميليون تومان فروخت. فيلم بهنام بهزادي درحاليكه وارد هفته سوم نمايشاش شده 177 ميليون تومان فروخته است. «رژيم طلايي» نيز طي دو روز حدود 22 ميليون تومان فروش داشت. فيلم رضا سبحاني كه همچنان گروه قدس را در اختيار دارد بعد از 23 روز 273 ميليون فروخته است.
