پدر زندهیاد عسل بدیعی صبح امروز در مراسم تشییع پیكر دخترش گفت: با كاری كه عسل كرد حالا اعضای بدنش در وجود 7 نفر زنده است و من با این كار هفت فرزند دارم.
مراسم تشییع پیكر عسل بدیعی صبح امروز 18 فروردینماه مقابل تالار وحدت با حضور جمعی از هنرمندان و مردم برگزار شد.
در ابتدای این مراسم ستاره اسكندری بازیگر سینما و تئاتر با خواندن قطعه شعری گفت: هیچکدام از ما رفتن عسل را باور نداریم. با اینكه هر مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر، اما دلم میخواست خانواده عسل و غزل خواهر او را امروز از نزدیك نمیدیدم. شاید باورتان نشود حرف كم میآورم. آرامش و صبر برای خانواده وی طلب می كنم. او با كاری كه كرد نشان داد كه چه روح بزرگی دارد. جای او همیشه بین ما خالی است ولی میدانیم كه او تا همیشه در كنار ما است.

در ادامه پدر زندهیاد عسل بدیعی افزود: سلام به این همه معرفت. من از همه شما كه امروز برای تسلی من و خانوادهام اینجا هستید تشكر میكنم. قدرت حرف زدن ندارم. دستهای همه شما را میبوسم. شما امروز برای تسلی خاطر من، شیرین (مادر عسل بدیعی)، غزل و رضای عزیز اینجا هستید. او 17 سال از عمر خود را در جمع هنرمندان گذراند. او در فیلم "بودن و نبودن" كار خود را در سینما آغاز كرد به تبع این بازی در چنین فیلمی روش انسانی اهدای عضو را پیشه كار خود قرار داد كه در صورت بروز حادثهای بتواند اعضای خود را هدیه كند. میدانید كه با مرگ عسل چه حادثهای بر ما رخ داده است اما اجزای بدن او امروز در وجود 7 بیمار نیازمند جای گرفته است و من حالا هفت فرزند دیگر دارم. این برای من افتخار است. روحش شاد و یادش گرامی.
در ادامه سیروس الوند گفت: امروز مجلس باشكوهی برگزار شده است. ما هم روزی می رویم اما نمی دانیم آیا چنین چهرههای داغداری برای ما هم می آیند یا خیر. سعادتی بود تا در فیلم "دستهای آلوده" با وی همكاری كنم.
وی افزود: من واقعاً از ته دلم می گویم عسل بدیعی سرشار از زندگی و دختری پاك، منظم و نجیب بود. او به واقع بوی خانواده میداد. این دختر عمر زیادی در سینما نكرد و تلویزیون او را ربود اما كارهای بدیعی برای همه ما خاطره به جای گذاشت. حالا عسل بدیعی در وجود دیگران تكثیر شده است.
در ادامه رضا داودنژاد كه با همسرش غزل بدیعی در مراسم حاضر شده بود، گفت: خیلی شرایط سختی است. اتفاقاتی را كه در این یك سال گذشته برای ما رخ داد تنها توانستیم با همراهی شما بگذرانیم. همدردی شما برای من در آن شرایط بیماری و حالا هم برای خانواده بدیعی تسلی بزرگی است.

وی ادامه داد: ما چند روز عجیبی را گذراندیم. جدا از تمام حاشیهها، با اتفاقات عجیبی در این چند روز روبرو شدیم. سه روز پیش آرام آرام از عسل بدیعی عزیز چیزهایی به دست ما رسید كه برای خود ما هم جالب بود. حتی ما برخی از یادداشتهای عسل بدیعی برای پدر و مادرش را هنوز نخواندهایم. او یك دفترچه یادداشت داشت كه روز اول فروردین در آن مطلبی نوشته بود. امروز من و غزل تصمیم گرفتیم آن را برای شما بخوانیم. البته من به زودی تصویر این یادداشت را كه با دستخط وی است در اختیار سایتها قرار میدهم.
غزل بدیعی در ادامه گفت: ممنون كه آمدید. كاش عسل هم امروز اینجا بود و میدید كه چه جمعیتی برای بدرقه او آمدهاند.
بدیعی در آخرین یادداشت بهجا مانده از او: میدانم امسال سال من است
در بخشی از این یادداشت كه توسط غزل بدیعی خوانده شد، آمده بود: سال 92 شد و در این گذر عمر چیزی قسمت همه ماست. حالا 36 سالم است، دهه 30 هم گذشت با سرعت مثل همه چیز همچون دهه 20. شش سال را در ركود بودم. حالا می توانم مسلط باشم. ضعف درونی ام رنگ باخته است. اشتباه زیاد كردهام. اشتباه زیاد دیدهام، اشتباه ارزش دادم و اشتباه بیارزش كردم اما مهر خدا خواست که هنوز سالمم، توانمندم، ریشه دارم، جوانم، زیبایم، پسری دارم، عشق و مهر، خانوادهای مثل گوهر ناب و دوستانی مثل برگ گل و دنیایی كه هر روزش واقعه است. حالا انرژی خفتهای دارم برای رسیدن به زندگی. تمام توانم امسال بر این است كه شگفتی بیافرینم، شگفتیای كه پسرم "جانیار" و خانوادهام به آن افتخار كنند. من می دانم امسال سال من است.
رضا داودنژاد در ادامه افزود: این یادداشت خود عسل بود كه قطعاً تصویر آن را منتشر خواهم كرد.
پسر عسل بدیعی: دلم برای مادرم تنگ میشود
جانیار عربنیا پسر عسل بدیعی در ادامه گفت: از مادرم تشكر می كنم به خاطر كارهایی كه برای من كرد. اگر او نبود من هم نبودم. او همه كار برای من كرد، حتی كارهایی را كه دوست نداشت. حالا از همه بیشتر دوستش دارم دلم برایش بیشتر تنگ می شود. میدانم خوشحال است و اگر قرار باشد برگردد، اینجا برایش مثل زندان است. می خواستم جلوی همه شما از او تشكر كنم و قول می دهم كاری كنم كه راضی باشد.

فریبرز عرب نیا در ادامه بیان كرد: سلام به همه شما و از حضورتان تشكر می كنم. به دلیل ازدحام زیاد شاید كسی حواسش نباشد بهتر است به كوچكترها و خانم ها توجه كنیم.
احمد میرعلایی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در پایان گفت: بهتر است كسانی كه اسم هنرمند را انتخاب می كنند به این نام وفادار باشند. عسل بدیعی از جمله این افراد بود من خاطرات خوب و حرفه ای با وی داشتم. ما در سریال "تا صبح" با هم همكار بودیم او روحیه حرفه ای داشت به دلیل اینكه باید كار را به پخش می رساندیم او در دو شیفت كار می كرد.
وی افزود: خیلی از هنرمندان می گویند ما باید امروز اینجا همدیگر را ببینیم این مهم نیست موضوعی كه اهمیت دارد این است كه همه ما بتوانیم در زندگی مان به خواسته هایمان برسیم. عسل بدیعی علاقمند بود اعضای بدن خود را در اختیار افراد نیازمند بگذارد او امروز به این خواسته خود رسیده است فرقی نمیكند كه آدم جوان بمیرد بلكه بهتر است كامل این دنیا را ترك كند. عسل بدیعی این گونه از بین ما رفت. من به نمایندگی از ریاست سازمان سینمایی، وزیر ارشاد و جامعه سینمایی به خانواده وی تسلیت می گویم. از همه مردم تشكر می كنم كه امروز اینجا در بین ما هستند و حتی كسانی كه می دانم از صبح در قطعه هنرمندان بهشت زهرا حضور پیدا كرده اند.
در پایان شاهرخ طاهریان مجری مراسم یادداشت عزتالله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما را به مناسبت درگذشت عسل بدیعی خواند و پیكر عسل بدیعی روی دستان مردم و علاقمندان به همراه خانواده وی به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع شد.

به گزارش فارس، «گذشته»، آخرین ساخته اصغر فرهادی، کارگردان فیلم برنده اسکار «جدایی نادر از سیمین» است که پس از ماهها، اولین پوستر و تریلر آن منتشر شده است.این فیلم انتظار میرود که یکی از رقابتکنندگان جشنواره کن امسال برای رسیدن به جایزه نخل طلا باشد.تاریخ اکران پروژه سینمایی «گذشته » هنوز منتشر نشده و تریلر آن بدون زیر نویس انگلیسی و به زبان فرانسه است.در این فیلم بازیگرانی چون علی مصفا، برنیس بژو، بازیگر فیلم «هنرمند» و طاهر رحیم ایفای نقش کردهاند.«گذشته» داستان مرد ایرانی است که در پی اختلاف شدید با همسرش، تصمیم میگیرد که به ایران سفر کند ولی پس از بازگشت از ایران، متوجه میشود که همسرش با مرد غریبهای آشنا شده و با وجود دخترانش، او را به خانه آورده است.
فیلم «گذشته» قرار است 15 می (۲۵ اردیبهشت) در فرانسه اکران شود.

به گزارش خبرنگار «بانی فیلم»،در این مراسم که اقشار مختلف مردم و جامعه هنرمندان حضور گسترده ای داشتند ،مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی ،ستاره اسکندری ، سیروس الوند ، رضا داودنژاد ، فریبرز عرب نیا ، جانیار فرزند خردسال آن مرحومه و غزل بدیعی در خصوصیات عسل بدیعی صحبت هایی انجام دادند.
سید احمد میر علایی در این مراسم گفت: همه ما روزی باید برویم.اما خوش به سعادت کسی که وقتی اسم هنرمند و شغل هنرمند را برای خود انتخاب می کند به این اسم وفادار بماند و به این اسم تعهد داشته باشد. من افتخار همکاری با ااین بازیگر محترم را در سریال تا صبح داشتم و روحیه حرفه ای در کار را در خانم بدیعی بسیار دیدم. او ادامه داد: سن و سال در زندگی مهم نیست ، مهم این است که در حیاتمان چقدر بتوانیم به روحیه والا دست پیدا کنیم که خانم بدیعی به این روحیه والا دست پیدا کردند.
میر علایی به نیابت از وزیر فرهنگ و ارشاد و رییس سازمان سینمایی و جامعه سینمایی این در گذشت را به خانواده بدیعی تسلیت گفت.
ستاره اسکندری در این مراسم گفت:رفتن عسل بدیعی را باور نداریم. با اینکه مرگ اشارتی است به حیات دیگر ... امیدوارم خداوند به خانواده عسل آرامش و صبر عطا کند . روح عسل بسیار بزرگ است و او با کاری که کرد این را به ما ثابت کرد.
شاهرخ بدیعی پدر عسل در ادامه خطاب به حضار حاضر در این مراسم گفت: من سلام می کنم به این همه معرفت.من سلام می کنم به این همه وجود والا. من سلام می کنم به همه کسانی که برای تسلی ما امروز اینجا جمع شدند. من بر دستان شما مردم خوب بوسه می زنم.
او ادامه داد: عسل 17 سال از عمر 36 ساله خود را برای اعتلا سینمای ایران صرف کرد . کما اینکه با اولین حضورش در سینما با فیلم بودن و نبودن امروز عسل خودش را ثابت کرد و پیرو این عملش روحش انسانی شد.
پدر عسل بدیعی در پایان گفت: مرگ عسل برایم فاجعه ای بزرگ است اما از اینکه می بینم امروز اجزای بدن عسل در 7 انسان نیازمند قرار گرفته و می تپد خوشحالم و به آن افتخار می کنم.
در ادامه مراسم سیروس الوند چند بیت از اشعار مولانا را خواند و گفت: چه مجلس با شکوهی. من رشک می برم بر اینکه وقتی می روم اینقدر چهره اشک بار مرا بدرقه می کند.
او افزود: سعادتی بود برای من که در فیلم دست های آلوده با عسل بدیعی همکاری داشتم.از ته دلم می گویم و نه از روی رسم که در مراسم ترحیم می گویند که من با خانمی منظم ، پاک و سرشار از زندگی همکاری می کردم. از ابتدای آشنایی با عسل و پدرش شاهرخ می دانستم که با دختری که بوی خانواده می دهد آشنا شدم.
الوند اشاره به عمر کوتاه عسل بدیعی کرد و با بیان اینکه تلویزیون او را برای همکاری از سینما ربود گفت: امروز اجزا بدن عسل در زندگی دیگران جاریست و از این بابت همه مفتخریم..
در بخش دیگر مراسم رضا داوود نژاد همسر خواهر این بازیگر گفت: شرایط بر ما شرایط بسیار سختیست.اتفاقاتی که در این یک سال اخیر بر ما افتاده را با همدردی شما مردم خوب توانستیم پشت سر بگذاریم. امروز هم از مهربانی و تسلای شما بسیار ممنونیم.
رضا داودنژاد دراین مراسم از یادداشت نوروزی این هنرمند در ابتدای امسال خبر داد و از غزل بدیعی خواست این نوشته را که حتی برای پدر و مادر عسل هم در این چند روز نخوانده برای مردم قرائت کند.
در بخش هایی از این یادداشت آمده بود: به نام خداوند... سال 92 شد... حالا من 36 سالمه ..امسال می خواهم شگفتی بیافرینم... شگفتی ای که فرزندم جانیار ، خانواده من و مملکتم بر من افتخار کنند... امسال سال من خواهد بود...
فریبرز عرب نیا همسر سابق عسل بدیعی از حضور گسترده مردم در این مراسم تشکر کرد و جانیار فرزند آنها در حالیکه اشک می ریخت گفت: از مادرم تشکر می کنم که اگر او نبود من امروز نبودم.. از مادرم تشکر می کنم که اگر برای من زحمت نمی کشید من تا به امروز می مردم.از مادرم تشکر می کنم که اگر کاری را دوست نداشت به خاطر من انجامش می داد.مطمئنم مامانم الان در آن دنیا خوشحالتراست، چون اگر برگردد اینجا برایش زندان است... من در مقابل همه شما مردم امروز از مادرم و زحمت هایی که برام کشید تشکر می کنم.
کیانوش عیاری ، ولی ا... مومنی،رویاتیموریان، مسعود رایگان، ابوالفضل پورعرب، سید جواد یحیوی ، علی دهکردی، فرزاد حسنی ، مریلا زارعی ، الهام پاوه نژاد ، راما قویدل، فلور نظری ، حشمت آرمیده ، پردیس افکاری و .... از جمله هنرمندان حاضر در این مراسم بودند.
حجت الاسلام و المسلمين پورمحمدي با بيان اينکه "فيلم رسوايي" در مجموع صحنهپردازيهاي خوب و نتيجهگيري قابل قبولي داشت، گفت: به آقاي دهنمکي گفتم اگر خواستيد اخراجيهاي جديد بسازيد سوژههايش ما هستيم که از اخراجيهاي3 هم گذشته ايم.

به گزارش کافه سینما، حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پورمحمدي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران؛ درباره فيلم "رسوايي" ساخته «مسعود دهنمکي» اظهار داشت: فکر ميکنم فيلم پيامهاي خوبي داشت و شخصيتسازي خوبي در آن صورت گرفته بود.
رئيس سازمان بازرسي کل کشور افزود: در مجموع فکر ميکنم فيلم مثبت و تاثيرگذاري است؛ پيامهاي خوبي دارد. بيننده وقتي دربرابر اين 100 دقيقه فيلم وقت ميگذارد فکر ميکنم دريافت هاي مثبت و موثري از آن خواهد داشت.
وي با بيان اينکه بازتاب و عکس العمل بيندگان نشان ميداد که فيلم تاثيرگذاز و مثبت بوده است، گفت: هم جنبه هنري اين فيلم قابل توجه بود، هم اينکه سعي کردند يک رسالت اجتماعي را به خوبي نشان دهند.
حجت الاسلام و المسلمين پورمحمدي اضافه کرد: "فيلم رسوايي" در مجموع صحنهپردازيهاي خوب و نتيجهگيري قابل قبولي داشت.
رئيس سازمان بازرسي کل کشور با اشاره به اينکه در قسمتهايي از فيلم، پيامها، خيلي آشکار و شفاف بود که شايد نياز نبود به اين آشکاري پيامها منتقل شود، گفت: بينندگان بايد خودشان پيامها را دريافت کنند، البته اگر فيلمساز اين رسالت را بر عهده بگيرد اين هم ارزش خودش را دارد.
وي درباره تصويري که از "روحانيت" در اين فيلم به نمايش درآمد عنوان کرد: به طور کلي تصوير مثبت و بسيار خوبي بود، اما صحنههايي به اين روشني کمتر {در واقعيت} اتفاق مي افتد.
حجت الاسلام و المسلمين پورمحمدي در اين باره ادامه داد: ولي در مجموع کار هنري بود که بايد برجستهسازي در آن شکل بگيرد. ديالوگها خيلي خوب بود و تکيه کلامها منطقي و برآمده از آموزههاي ديني ما بود.
رئيس سازمان بازرسي کل کشور در پاسخ به اين سوال که در حين تماشاي فيلم انتقادي به آقاي دهنمکي داشتيد؟ گفت: به شوخي به ايشان گفتم داريد فيلم ساز ميشويد؛ اگر خواستيد اخراجيهاي جديد بسازيد سوژههاي جديدش ما هستيم که از اخراجيهاي 3 هم گذشته ايم.


هفته گذشته دکتر احمدی نژاد به همراه خانواده به تماشای فیلم "رسوایی" نشسته است. احمدی نژاد این فیلم را در دفاع از روحانیت و حوزه های علمیه دانسته است.
مشرق
| [-] | اندازه متن | [+] |
جام فرهنگی؛ او يكي از محبوب ترين بازيگران سريال هاي تلويزيوني است. شبنم قلي خاني كه با مجموعه «مريم مقدس» در هجده سالگي خود را به عنوان پديده بازيگري كشورمان مطرح كرد، برای نخستین بار از دلایل اقامت موقت خود در كشور استراليا صحبت مي كند.
خانم قلي خاني كار جديدي روي آنتن تلويزيون نرفته و فيلم جديدي هم از او اكران نشده است و او كم كارترين دوره هنري خود را سپري مي كند.
بدون تعارف بايد گفت او يكي از محبوب ترين بازيگران سريال هاي تلويزيوني است. شبنم قلي خاني كه با مجموعه «مريم مقدس» در هجده سالگي خود را به عنوان پديده بازيگري كشورمان مطرح كرد، در هر سريالي كه حضور داشته، موفق عمل كرده و توانسته رضايت مخاطبان را جلب كند. اما حالا يك سالي مي شود كه از خانم قلي خاني كار جديدي روي آنتن تلويزيون نرفته و فيلم جديدي هم از او اكران نشده است و او كم كارترين دوره هنري خود را سپري مي كند.
دليل اين كم كاري تا امروز از زبان شبنم قلي خاني بيان نشده بود و اين اولين بار است كه او از اقامت موقت خود در كشور استراليا صحبت مي كند و مي گويد به خاطر موقعيت شغلي همسرش و همچنين ادامه تحصيل در رشته كارگرداني فيلم، تصميم گرفته مدتي در كشور استراليا زندگي كند و از دنياي بازيگري فاصله بگيرد.
مدتي است كه كار جديدي از شما نديده ايم، اين موضوع دليل خاصي دارد؟
نزديك به يك سال است كه به خاطر وضعيت شغلي همسرم و همچنين ادامه تحصيل در رشته كارگرداني فيلم به كشور استراليا سفر كرده ام. چند ماه اولي كه به اينجا آمده بوديم بيشتر وقتم را به يادگيري زبان انگليسي اختصاص دادم و الان هم مشغول ادامه تحصيل در رشته كارگرداني فيلم هستم. در اين مدت هم به دليل فشردگي كلاس ها، فرصتي دست نداد به ايران سفري داشته باشم اما الان كه داريم با هم صحبت مي كنيم كارهاي آماده پخشي از من وجود دارد كه فكر مي كنم به زودي يا اكران مي شود، يا از طريق تلويزيون تقديم مردم خوبمان خواهد شد.
مگر در ايران در رشته كارگرداني تئاتر تحصيل نكرده بودي؟
درست است، من پيش از اين در رشته كارگرداني تئاتر تحصيل كرده بودم و حتي مدت هفت سال در دانشگاه هم مشغول تدريس بودم اما در مورد كارگرداني فيلم، اين رشته را به صورت تجربي دنبال مي كردم و با ساخت هشت فيلم كوتاه مباني ابتدايي آن را تجربه كرده بودم. اما حس كردم اين تجربيات براي ورود به حيطه ساخت فيلم هاي بلند كافي نيست و دوست داشتم يك مقدار اصولي تر و حرفه اي تر با اين مقوله آشنا شوم. احتياج داشتم يك مقدار مسائلي كه طي اين ۱۷ سال سر صحنه آموخته بودم را به صورت آكادميك و به روزتر دنبال كنم. الان حس مي كنم اين تصميم، درست بوده؛ چون ما در سينمايي كار مي كنيم كه خيلي از مسائل ابتدايي هم در آن رعايت نمي شود و قطعاً زماني كه به عنوان كارگردان وارد سينماي ايران شوم، اين موارد را رعايت خواهم كرد.
چه مسائلي؟
يكي از مسائلي كه اينجا خيلي بر آن تاكيد مي شود اين است كه صحنه فيلمبرداري بايد براي همه عوامل امن و بي خطر باشد. اين موضوع يكي از اولين مباحثي است كه در دانشگاه به آن پرداخته مي شود كه سر صحنه فيلمبرداري چه مقدماتي را آماده كنيم تا نيازهاي افراد حاضر در گروه تامين شود تا سلامت افراد به خطر نيفتد. اگر اين مسائل در سينماي ايران هم به خوبي رعايت شود خيلي از اتفاقات تلخي كه سال هاي اخير براي عوامل زحمتكش سينماي ايران افتاده است، تكرار نخواهد شد. خيلي وقت ها خود من با خوردن آب ناسالم سر صحنه بيمار شده ام، اين كوچكترين مسئله را بگيريد و به مرگ پيمان ابدي يا آسيب ديدگي شديد آقاي اصغر شاهوردي برسيد!
با توجه به اينكه يكي از بازيگران مورد علاقه تلويزيون بودي، نترسيدي كه اين دوري از فضاي بازيگري باعث فراموش شدنت شود؟
تنها مسئله اي كه نسبت به آن نگران نبودم، همين موضوع بود. فكر مي كنم اينكه انسان برود و با دست پر باز گردد خيلي بهتر از آن است كه مدام در معرض ديد باشد و خودش را تكرار كند. فكر مي كنم بد نيست گاهي انسان به خودش اين فرصت را بدهد تا به روزتر شود و در نهايت با تجربه و آگاهي بيشتر به چرخه فعاليت باز گردد.
از طرفي در طول اين سال ها بازيگران زيادي بوده اند كه مدت زيادي از بازيگري فاصله گرفتند و وقتي قصد بازگشت دوباره به اين حرفه را داشتند، نه تنها فراموش نشده اند، بلكه با آغوش باز مخاطب مواجه شده اند. مثلاً وقتي با خانم گلچين در اين مورد صحبت مي كردم، ايشان مي گفتند ۹ سال هيچ فعاليتي در زمينه بازيگري نداشتم و بدون هيچ مشكلي دوباره به اين حرفه بازگشتم، يا خانم رزيتا غفاري كه سه سال در خارج از كشور زندگي مي كردند، در اين مورد مي گفتند دقيقاً سه روز بعد از اينكه به ايران بازگشتم، با من تماس گرفتند و قرارداد كار جديدم را امضا كردم.
حتي با توجه به حال و روز بي رمق سينما و تلويزيون هم نگران فراموشي نيستيد؟
نمي دانم تا وقتي كه به ايران باز مي گردم چه شرايطي در سينما و تلويزيون به وجود خواهد آمد اما با توجه به كارهاي پخش نشده اي كه از من وجود دارد، فكر نمي كنم چنين اتفاقي بيفتد. از طرفي بخشي از اتفاقات زندگي به تصميم خود انسان بستگي ندارد و گاهي مجبوري كه از يك سري مسائل فاصله بگيري! من اصلاً دوست نداشتم ايران را ترك كنم اما خب به دليل شغل همسرم اين اتفاق افتاد و من هم از اين فرصت استفاده كردم و به تحصيل در رشته مورد علاقه ام پرداختم تا انشاءالله با دستي پر به كشورم باز گردم.
چقدر طول كشيد با فضاي زندگي استراليا آشنا شويد؟
من الان يك سال است كه به استراليا آمده ام و هنوز نتوانسته ام به طور كامل با شرايط اينجا كنار بيايم! برادرم كه بيش از بيست سال است در يكي ديگر از شهرهاي استراليا زندگي مي كند هم هنوز نتوانسته با شرايط اخت شود و خودش را هنوز هم ايراني مي داند. خواهر و مادرم در ايران هستند و دلم پيش آنهاست و مدام از طريق اينترنت و تلفن با آنها صحبت مي كنم. اخبار فرهنگي و سينمايي ايران را دنبال مي كنم و در جريان اتفاقات كشور هستم. زندگي در استراليا را به چشم يك تجربه نگاه مي كنم، تجربه اي كه در آينده به من قطعاً كمك خواهد كرد.
ممكن است كه قيد بازيگري را بزنيد و براي هميشه در استراليا بمانيد؟
نه، اصلاً! فكر نمي كنم اين اتفاق بيفتد و تصميم دارم بلافاصله بعد از اتمام تحصيلم، به ايران بازگردم و در كنار مردم خوب و مهربان كشورم زندگي كنم.
با توجه به اينكه در ايران با مادرتان زندگي مي كرديد و من مي دانم چقدر به هم نزديك بوديد، چرا مادرتان با شما در اين سفر همراه نشد؟
راه دور است و پرواز طولاني و مادرم هم سال ها در ايران زندگي كرده است و سخت است كه بعد از اين همه سال به كشور ديگري بيايد و براي مدتي زندگي را در اين كشور ادامه دهد! ما به هم خيلي وابسته بوديم و اين دوري براي هر دوي ما خيلي سخت است. الان هم كه هر روز با هم صحبت مي كنيم، نگراني خودش را از اين بابت كه مبادا در استراليا ماندگار شوم، بيان مي كند كه من هم هر بار اين اطمينان را به او مي دهم كه قطعاً به ايران باز خواهم گشت.
چرا در همان شهري كه برادرتان هم حضور دارد، ساكن نشديد؟
به دليل شرايط كاري همسرم مجبور شديم در شهري ساكن شويم كه با شهري كه برادرم ساكن آنجاست، مقداري فاصله دارد.
ايراني هاي ديگر هم در اين شهر هستند؟
بله، هموطنان ايراني ما در اين شهر هم حضور دارند و حتي چند رستوران ايراني هم وجود دارد كه غذاهاي ايراني به مشتريانش ارائه مي دهد. در جشن هاي سنتي ايراني هم، ايراني ها دور هم جمع مي شوند و فرهنگ ايراني را زنده نگه مي دارند.
اين اولين نوروزي است كه در ايران نيستيد، درسته؟
بله، سال گذشته تحويل سال در ايران بودم و نهم فروردين عازم استراليا شدم. نوروز ۹۲، اولين عيدي است كه در ايران و در كنار مادرم نيستم. پ
احتمالاً قرار نيست اولين فرزند شبنم قلي خاني در استراليا متولد شود؟
مادرم هم به شدت اصرار دارد كه من براي اينكه از تنهايي در بيايم، بچه دار شوم. اما خب اينكه من بخواهم در يك كشور غريبه و دور از مادر و خواهرم، بچه دار شوم يك مقدار برايم سخت است و فعلاً در موردش فكر نكرده ام.
فكر مي كنم ماخوذ به حيا بودن و خجالتي بودن، دو مقوله تفكيك شده از يكديگر است. من به خاطر تربيت خانوادگي ماخوذ به حيا هستم اما خجالتي بودن را قبول ندارم. شايد به خاطر نقش هايي كه بازي كرده ام اين تصور وجود دارد كه من آدم خجالتي هستم اما در زندگي شخصي هيچ وقت خجالتي نبوده ام و جايي كه حس كنم دارند حقم را پايمال مي كنند، محكم مي ايستم و حقم را مطالبه مي كنم.
در مورد سخت بودن حضور در كلاس هم بايد بگويم كه خوشبختانه مشكلي از اين نظر برايم وجود نداشت. از آنجا كه استراليا كشوري است كه از مليت هاي مختلف در آن حضور دارند، اهالي اين كشور خيلي راحت با افراد غير بومي كنار مي آيند و خوشبختانه همه چيز خوب است. اتفاقاً اكثراً تا متوجه مي شدند كه من ايراني هستم خيلي مشتاقانه مي آمدند و سوالاتي در مورد فرهنگ و رسوم ايراني از من مي پرسيدند. شايد جالب باشيد بدانيد كه سينماي مستند در استراليا، رشته مهمي به شمار مي رود و خيلي از كساني كه با من همكلاس هستند، به تماشاي مستند در مورد طبيعت و فرهنگ ايران علاقمندند.
اينجا در استراليا به بازيگر به ديد يك پرنسس نگاه مي كنند و او را پادشاه صحنه مي دانند و احترام خاصي برايش قائل هستند.
در مدت زماني كه در ايران تدريس مي كردم، هفته اول كه كلاس تقريباً خالي بود، هفته دوم تا ساعت ۱۱ صبح طول مي كشيد كه كلاس پر شود و در نهايت هفته سوم كلاس ها به قول معروف جان مي گرفت، اما اينجا از همان جلسه اول، كلاس ها با حداكثر ظرفيت و سر ساعت فعاليت شان را آغاز مي كنند.
شايد جالب باشد بدانيد عليرغم حاكم بودن قانون در كلاس، رابطه دوستانه اي هم بين بچه ها و اساتيد وجود دارد و حتي بچه ها استاد را با نام كوچكش صدا مي زنند.
اينجا مردم شب ها، خيلي زود مي خوابند و از آن طرف صبح ها ساعت ۶ اكثر مردم در خيابان در حال ورزش هستند.
ما هم مجبوريم كه زود بخوابيم چون اكثر مغازه ها ۵ عصر بسته مي شود و ناخودآگاه روز كاري زود به پايان مي رسد و از طرفي كلاس ها هم در ساعت هاي اوليه صبح تشكيل مي شود و براي اينكه سرحال سركلاس حاضر شوم، مجبورم كه شب ها زود بخوابم.
شهري كه ما در آن سكونت داريم، يازدهمين شهر گران دنياست. يك سري موارد مثل هزينه سوخت يا اجاره بها خيلي گران است اما نكته اي كه وجود دارد اين است كه يك نوع نسبت بين درآمد و هزينه ها وجود دارد كه تمام اقشار جامعه مي توانند از عهده امور زندگي بربيايند.
شش ماه اول كه آمده بوديم، فيلمنامه هاي زيادي برايم فرستاده شد اما متاسفانه هيچ كدام باب ميل من نبود و سوژه هاي تكراري را دستمايه خود قرار داده بودند كه برايم جذابيت نداشت. بدون شك اگر كاري پيشنهاد شود كه من را وسوسه كند، قطعاً به ايران باز مي گردم و بعد از اتمام پروژه دوباره به استراليا مي روم تا درسم را ادامه دهم.
منبع: کافه سینما، برترین ها
| [-] | اندازه متن | [+] |
جام فرهنگی؛ پیش از این، تلویزیون که باران کوثری بازیگر سینما را هم ممنوع التصویر کرده، در یکی از تیزرهای مربوط به فیلمی که او در آن ایفای نقش می کرد، تنها صدای او را پخش کرد و از نشان دادن تصویر و اشاره به نام او ممانعت به عمل آورد.
قابل ذکر است، داستان انیمیشن "تهران ۱۵۰۰" درباره پیرمردی است به نام اکبر با بازی مهران مدیری که ۱۶۰ سال سن دارد و در آستانه مرگ از نوه اش با بازی هدیه تهرانی که در کره ماه درس می خواند، می خواهد که به زمین برگردد و اول ازدواج کند و بعد مدرکی را پیدا کند مبنی بر اینکه او در دهه ۱۳۶۰ در نمایش های سیاه بازی شرکت داشته است.
اکبر این گواهی را می خواهد برای اینکه آرزوی او این است که در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شود. نوه او با ورود به ایران گرفتار دردسرهای شهر تهران در چند دهه بعد می شود. یک راننده تاکسی جوان با بازی بهرام رادان نیز گرفتار عشق این خانم می شود و………
البته بسیاری از منتقدان سینمایی، انتقادات زیادی نسبت به ضعف داستان این انیمیشن مطرح کرده اند و تنها حسن آن را "ساختار مناسب" و "افکت های تصویری" عنوان کرده اند که تا به امروز در سینمای ایران بی سابقه بوده است.
منابع: انتخاب، عصر ایران
حامد بهداد، بازیگر سینمای ایران اخیرا در مصاحبه ای با یکی از نشریات فارسی زبان خارج از کشور در پاسخ به اینکه چرا زن ایرانی نمی گیرد گفت: زن های ایرانی خیلی خشن هستند، تازه وقتی کتکشان می زنی شکایت می کنند و در مورد حقوق زنان حرف می زنند، به جای اینکه مثل زنان مالزی بعد کتک خوردن دستشان را به روی سینه شان جفت کنند و تعظیم کنند و بگویند ارباب عفو بفرمایید، تهدید می کنند که مهریه ام را به اجرا می گذارم و پدرت را در می آورم! با آن مادر حسودت! بعد هم بچه را با خودشان می برند و تو را می اندازند زندان – خنده!!! زنان ایرانی همیشه از تبعیض و خشونت برخی مردان فارغ از شغل و نسبت و گرایش های فکریشان ضربه های جبران ناپذیری خورده اند و شوخی شوخی هایی که روزی رنگ جدی به خود گرفته اند و مشخص نیست این گونه توهین ها حتی با عنوان مزاح چه زمانی پایان می پذیرد. تکذیب و یا عذرخواهی رسمی این هنرپیشه، کمترین کاریست که می توان تصور کرد…
اکبر عبدی (زاده ۴ شهریور ۱۳۳۹) از بازیگران سینما و تلویزیون ایران می باشد. وی بیشتر در نقش های کمدی بازی می کند و فیزیک بدنی خاصی دارد و صورت وی، امکان گریم شدید و ساختن چهره های گوناگون، مانند نوجوانان و زنان را به وی می دهد. اکبر عبدی از هنرجویان مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما بوده است.



